تبلیغات
رند شیرازی

رند شیرازی

:[شعر , ]

یک شب دل من غصه مرورش می کرد

بازی زنانه با غرورش می کرد


بی حوصله تر می شد م از یک گنجشک

وقتی که کسی از آب دورش می کرد


بی حوصله تر می شدم از یک گربه

وقتی پدر از کباب دورش می کرد


این رسم زمانه نیست وقتی آدم

یک آگهی بانک سپورش می کرد


این رسم زمانه نیست لیلا خانم!

گوشی (موبایل)تازه تورش می کرد


این بیت قضاوتش به پای خودتان

هر چندکه یک قافیه جورش می کرد


اسفند دیار دل مان تیر بهار

رستم شده بود وداشت کورش می کرد


با این همه آن شب دل خیامی من

بهرام شد و سراغ گورش می کرد

نوشته شده در یکشنبه 12 آذر 1385 و 05:12 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در - و -



:[شعر , ]

--

نوشته شده در یکشنبه 12 آذر 1385 و 04:12 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در - و -



و دیگر چه؟ :[شعر , ]

و این هم یک شب الکل وترک سر ودیگر چه؟

وساعاتی بلا نسبت شبیه خر ودیگر چه؟

بهانه دستت افتاده شراب حافظ و خیام

بده ساقی واینها تا الی آخر ودیگر چه؟

کنار آب رکناباد نسیم صبح مخمل کوه۱

و شبهای شمال وشرجی بندر ودیگر چه؟

واز جردن به لندن از وین تا سانفرانسیسکو

خلاصه یک گریزی هم از این کشور ودیگر چه؟

جهان اکس وسکس ورقص وتکنو و جهان عشق

و ماشین پرایدی با دو تا دختر ودیگر چه؟

واین هم آسمان دردی دمی بی زید میگردی

وحالی با معین ودلبرم دلبر ودیگر چه؟

نماز وروزه و مسجد و رک تر حال آخوندی

به قول خواجه واعظ وار بر منبر ودیگر چه؟

خروست کبک می خواند وکبکت سر به زیر برف

واین حرف وحدیثی که وچه دیگر ودیگرچه؟

۱-نام کوهی در خزم آباد

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 9 آبان 1385 و 06:10 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در یکشنبه 12 آذر 1385 و 04:12 ق.ظ



غزلمثنوی :[شعر , ]

امشب دو درد بر سر من جنگشان شده

جنگ دو تا خمار سر بنگشان شده

امشب خدا به حال دلم گریه می کند

امشب خدا به شانه ی من تکیه می کند

امشب نگفته ام که خوشا حال دیشبم

یادش به درد دیشب و جانی که بر لبم-

می آمد و دوباره پشیمان شدش (خره)

احمق نکرد کار من و غم رو یکسره

یادش به درد کودکی و نو جوانی ام

یادش به مرگ باد همه زندگانی ام

یادش به فحش قصه ی با دوست دخترم

هم او که کرد مدتی از غم روانی ام

اینقدر یاد این همه (ای من ) به شر نکن

پس یادشان به خیر رفیقان نانی ام

یاد هر آنچه بر سر من آمده و هم

می آ ید و بیاید و با نا توانی ام-

با فحش و مرگ و با بد و بیراه میکنم

من منتظر ترین غم آخر زمانی ام

از آنچه بر گذشته گذشته که بگذریم

امشب پلنگ نیمه ای از ماه پیکریم

رفتم سراغ خواجه ی شیراز و این غزل

آمد برای طا لع ام از شعر بی بدل

( ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر)

دیدی نوید روشنی ام داد خواجه ام

امشب ولی به درد سیاهی مواجه ام

روزش به لرزه سر کنم و شب را به لرز وتب

ای روز بی ملا حظه فردا بیا نشب

نوشته شده در یکشنبه 7 آبان 1385 و 12:10 ب.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در سه شنبه 9 آبان 1385 و 06:10 ق.ظ



رباعی :[شعر , ]

وقتی همه دستها گره (مشت )شدند

مردم همه( پشت زین و زین پشت )شدند

یک صاعقه از چشم تو پاشید به عشق

پس اهل نبی جمله چو زردشت شدند

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1385 و 12:10 ب.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در - و -



:[شعر , ]

هوالمحبوب

طبع از سر شعر من پریده ای عشق

غم پشت دلم به صف کشیده ای عشق

بیچاره شدم تو هم که هی میگویی

دنیا که به آخر نرسیده ای عشق

نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور 1384 و 06:08 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در - و -



:[شعر , ]

هو المحبوب

چه سر نو شت غریبی در انتظار من است

چرا که اول سال بد و بهار من است

و من جوان هنر مند و شاعری هستم

کتاب حافظ وسازی که در کنار من است

همیشه فال بگیر و همیشه ساز بزن

نه این کتاب من است و نه آن سه تار من است

دوباره نقشه ی خوبی برای آینده

و کوک ساز و رمانی دوباره کار من است

و باز فکر و خیالات جور وا جورم

و دختری که نمی خواهمش قرار من است

(کجا روم چه کنم  چاره از کجا جویم)

که اسب زندگی ام زندگی سوار من است

اگر ادامه دهم این خیال (انا الپوچ)

سفر به خیر فلانی خیال دارمن است

نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد 1384 و 05:08 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در - و -



رند شیرازی :[شعر , ]

گر روح عشق در گل آدم نمیدمید

پرورد گار کوزه گر ی بیشتر  نبو د 

نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد 1384 و 04:08 ق.ظ توسط داریوش منصوری

ویرایش شده در سه شنبه 9 آبان 1385 و 06:10 ق.ظ